فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۱۷۱۲
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۵ - ۳۰-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۱۷۱۲
انتشار: ۱۲:۰۵ - ۳۰-۰۳-۱۴۰۵

تفاهم امضا شد؛ حالا نوبت اصلاحات است

تفاهم
اشتباه بزرگ آن است که تصور کنیم گشایش خارجی، به‌خودی‌خود رفاه تولید می‌کند. هیچ توافقی، حتی اگر از نظر سیاسی موفق باشد، به‌تنهایی سفره مردم را بزرگ‌تر نمی‌کند. توافق فقط می‌تواند قفل‌ها را باز کند؛ آنچه از درهای گشوده‌شده عبور می‌کند، به کیفیت حکمرانی، سیاست‌گذاری و مدیریت داخلی بستگی دارد.

عصرایران؛ سعید خادمی- توافق‌ها با امضای سیاستمداران آغاز می‌شوند؛ اما موفقیتشان را مردم امضا می‌کنند.

نه در سالن‌های مذاکره، نه زیر نور دوربین‌ها و نه در متن بیانیه‌های رسمی؛ بلکه در سفره خانواده‌ها، در امنیت شغلی، در ثبات قیمت‌ها و در امیدی که یک جوان برای آینده خود احساس می‌کند.

به همین دلیل، هر بار که سخن از تفاهمی میان تهران و واشینگتن به میان می‌آید، دو احساس هم‌زمان در جامعه زنده می‌شود: امید و تردید. امید، زیرا هر گشایش دیپلماتیک می‌تواند بخشی از فشار تحریم‌ها را کاهش دهد و راه تنفس اقتصاد را بازتر کند. تردید، زیرا تجربه به مردم آموخته است که میان امضای یک توافق و رسیدن آثار آن به زندگی روزمره، گاه فاصله‌ای طولانی وجود دارد.

تفاهم تازه میان ایران و آمریکا نیز از این قاعده مستثنا نیست. بر پایه آنچه تاکنون از مفاد تفاهم منتشر شده، پایان تقابل نظامی، رفع محدودیت‌های دریایی، آزادسازی منابع مالی بلوکه‌شده، تسهیل صادرات نفت و پتروشیمی و گشوده شدن مسیرهای تازه برای سرمایه‌گذاری و تأمین مالی اقتصاد ایران پیش‌بینی شده است. اگر این تفاهم به مرحله اجرا برسد، اقتصاد ایران می‌تواند با یکی از مهم‌ترین فرصت‌های خود در سال‌های اخیر روبه‌رو شود؛ فرصتی برای افزایش درآمدهای ارزی، احیای تجارت خارجی و کاهش بخشی از فشارهایی که سال‌ها بر تولید و معیشت مردم سنگینی کرده است.

اما این فقط آغاز راه است.

اشتباه بزرگ آن است که تصور کنیم گشایش خارجی، به‌خودی‌خود رفاه تولید می‌کند. هیچ توافقی، حتی اگر از نظر سیاسی موفق باشد، به‌تنهایی سفره مردم را بزرگ‌تر نمی‌کند. توافق فقط می‌تواند قفل‌ها را باز کند؛ آنچه از درهای گشوده‌شده عبور می‌کند، به کیفیت حکمرانی، سیاست‌گذاری و مدیریت داخلی بستگی دارد.

تجربه برجام مهم‌ترین شاهد این واقعیت است. آن توافق توانست صادرات نفت را افزایش دهد، بخشی از منابع ارزی را آزاد کند و فضای تجارت خارجی را تا اندازه‌ای احیا کند. این‌ها دستاوردهایی واقعی بودند. اما به همان اندازه نیز روشن شد که گشایش خارجی، بدون اصلاحات داخلی، توان محدودی دارد. بخشی از فرصت‌ها با بازگشت تحریم‌ها از میان رفت، اما بخشی دیگر در ساختارهای ناکارآمد، تصمیم‌گیری‌های غیرشفاف و رانت‌های مزمن اقتصاد ایران مستهلک شد.

تحریم فقط تجارت خارجی را محدود نکرد؛ در طول سال‌ها، الگوی خاصی از اقتصاد را نیز شکل داد.

هرچه مسیرهای عادی تجارت بسته‌تر شد، مسیرهای استثنایی ارزشمندتر شدند. هرچه دسترسی به منابع دشوارتر شد، امتیازهای خاص سودآورتر شدند. تفاوت نرخ‌ها، مجوزهای انحصاری، دسترسی‌های ویژه و شبکه‌های غیرشفاف، به‌تدریج بخشی از سازوکار اقتصاد شدند. در چنین فضایی، گروه‌هایی نیز شکل گرفتند که منافعشان با تداوم همین وضعیت گره خورد؛ گروه‌هایی که از اقتصاد غیرشفاف و مسیرهای استثنایی سود می‌برند و پایان تحریم برای آنان به معنای از دست رفتن امتیازهاست. به همین دلیل، پایان تحریم فقط برداشته شدن یک مانع خارجی نیست؛ پایان الگویی اقتصادی است که در سال‌های طولانی، ذی‌نفعان قدرتمند خود را ساخته است.

در چنین شرایطی، طبیعی است که اصلاحات دشوارتر از امضای هر توافقی باشد.

آزمون اصلی، دیگر در میز مذاکره نیست؛ در اتاق‌های تصمیم‌گیری اقتصادی است.

اگر منابع تازه، درآمدهای بیشتر و فرصت‌های سرمایه‌گذاری، دوباره در همان ساختارهای قدیمی توزیع شوند، نتیجه نیز تفاوت چندانی با گذشته نخواهد داشت. درآمد افزایش می‌یابد، اما بهره‌وری نه؛ منابع جابه‌جا می‌شوند، اما احساس رفاه در جامعه شکل نمی‌گیرد؛ آمارها بهتر می‌شوند، اما اعتماد عمومی نه.

از همین رو، تفاهم تازه تنها زمانی به نقطه عطف تبدیل خواهد شد که با اصلاحات واقعی همراه باشد؛ اصلاحاتی که شفافیت را جایگزین ابهام، رقابت را جایگزین انحصار، پاسخ‌گویی را جایگزین مصونیت و کارآمدی را جایگزین رانت کند. اصلاح نظام بودجه، کاهش امتیازهای تبعیض‌آمیز، سالم‌سازی نظام بانکی، تقویت بخش خصوصی واقعی و شفاف شدن تصمیم‌های اقتصادی، دیگر یک انتخاب نیستند؛ بلکه پیش‌شرط بهره‌برداری از هر گشایش خارجی‌اند.

مردم ایران در سال‌های گذشته، هزینه تحریم، تورم، نااطمینانی و فرسایش اقتصادی را پرداخته‌اند. طبیعی است که اکنون موفقیت هر توافق را نه با متن آن، بلکه با نتیجه آن بسنجند. اگر این تفاهم به اشتغال بیشتر، ثبات اقتصادی، کاهش فشار معیشتی و افزایش امید به آینده منجر شود، در حافظه جامعه به‌عنوان یک نقطه عطف باقی خواهد ماند. اما اگر تنها به چند شاخص اقتصادی یا چند خبر امیدوارکننده محدود شود، به سرنوشت بسیاری از فرصت‌های نیمه‌تمام گذشته دچار خواهد شد.

اکنون، پنجره‌ای تازه گشوده شده است این پنجره می‌تواند آغاز دوره‌ای تازه در اقتصاد ایران باشد؛ یا فرصتی دیگر که آرام‌آرام در پیچ‌وخم ساختارهای فرسوده از دست برود.

از این لحظه به بعد، سرنوشت این تفاهم دیگر در واشینگتن یا تهران نوشته نمی‌شود؛ در کیفیت تصمیم‌هایی نوشته می‌شود که برای اقتصاد ایران گرفته خواهد شد.

توافق‌ها تاریخ را تغییر نمی‌دهند؛ تصمیم‌هایی که پس از توافق گرفته می‌شوند، تاریخ را تغییر می‌دهند.

تاریخ، سال‌ها بعد خواهد پرسید این فرصت، تا چه اندازه زندگی مردم را بهتر کرد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: تفاهم ، اصلاحات ، رفاه ، معیشت ، توافق
ارسال به دوستان
قانون هست اما الزامی نیست! / شهریه مدارس را چه کسی تعیین می‌کند؟ تقویم جدید امتحانات دانشجویان بالاخره خاکستر «میلان کوندرا» به وطنش بازگشت چهره یک دیکتاتور در جوانی؛ عکس های کمتر دیده شده از بازداشت های متوالی انهدام باند گروگانگیری در بلوچستان/ 7 متهم دستگیر شدند نظر فیلمساز مطرح بریتانیایی درباره موفقیت هوش مصنوعی در صنعت فیلم: مخاطبان هستند که تصمیم می‌گیرند هشدار؛ گسترش مصرف مواد مخدر و روانگردان‌ها در میان جوانان و دانشجویان راز تکیه ای بر روی زندان مخوف میگرن؛ از دردهای ضربان‌دار تا اختلال عصبی پیچیده جیمز باروز، کارگردان سریال‌های «فرندز» و «چیرز»، در ۸۵ سالگی درگذشت تصادف در جاده قدیم ساوه - تهران/ سه کشته و چهار مصدوم قالیباف؛ خط قرمز جریان ارزشی، مردمی و حکومتی تلسکوپ فضایی ناسا در حال سقوط بر زمین است! چرا سریال «کوری» عرضه نشد؟ اعلام ملاحظات ۲ نهاد بیرونی به ساترا موج افزایش دما از امروز شنبه آغاز می‌شود