فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۹۷۱۹
تاریخ انتشار: ۰۷:۵۸ - ۲۱-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۹۷۱۹
انتشار: ۰۷:۵۸ - ۲۱-۰۳-۱۴۰۵

امروز با خاقانی: آن میانجی هم از میان برخاست

خاقانی شروانی
ای برادر بلای یوسف نیز / از نفاق برادران برخاست

در شکایت از زندان

راحت از راه دل چنان برخاست
که دل اکنون ز بند جان برخاست

نفسی در میان میانجی بود
آن میانجی هم از میان برخاست

سایه‌ای مانده بود هم گم شد
وز همه عالمم نشان برخاست

چار دیوار خانه روزن شد
بام بنشست و آستان برخاست

دل خاکی به دست خون افتاد
اشک خونین دیت ستان برخاست

آب شور از مژه چکید و ببست
زیر پایم نمکستان برخاست

بر دل من کمان کشید فلک
لرز تیرم ز استخوان برخاست

آه من دوش تیر باران کرد
ابر خونبار از آسمان برخاست

غصه‌ای بر سر دلم بنشست
که بدین سر نخواهد آن برخاست

آمد آن مرغ نامه آور دوست
صبح‌گاهی کز آشیان برخاست

دید کز جای برنخاستمش
طیره بنشست و دل گران برخاست

اژدها بود خفته بر پایم
نتوانستم آن زمان برخاست

پای من زیر کوه آهن بود
کوه بر پای چون توان برخاست

پای خاقانی ار گشادستی
داندی از سر جهان برخاست

مار ضحاک ماند بر پایم
وز مژه گنج شایگان برخاست

سوزش من چو ماهی از تابه
زین دو مار نهنگ سان برخاست

چون تنورم به گاه آه زدن
کاتشین مارم از دهان برخاست

در سیه خانه دل کبودی من
از سپیدی پاسبان برخاست

سگ دیوانه پاسبانم شد
خوابم از چشم سیل ران برخاست

سگ گزیده ز آب ترسد از آن
ترسم از آب دیدگان برخاست

در تموزم ببندد آب سرشک
کز دمم باد مهرگان برخاست

همه شب سرخ روی چون شفقم
کز سرشک آب ناردان برخاست

ساقم آهن بخورد و از کعبم
سیل خونین به ناودان برخاست

بل که آهن ز آه من بگداخت
ز آهن آواز الامان برخاست

تا چو بازم در آهنین خلخال
چو جلاجل ز من فغان برخاست

تن چو تار قز و بریشم وار
ناله زین تار ناتوان برخاست

رنگ رویم فتاد بر دیوار
نام کهگل به زعفران برخاست

خون دل زد به چرخ چندان موج
که گل از راه کهکشان برخاست

بلبلم در مضیق خارستان
که امیدم ز گلستان برخاست

چند نالم که بلبل انصاف
زین مغیلان باستان برخاست

جگر از بس که هم جگر خورد است
معده را ذوق آب و نان برخاست

جان شد اینجا چه خاک بیزد تن
که دکان‌دار از دکان برخاست

خاک شد هر چه خاک برد به دوش
کابخوردش ز خاکدان برخاست

جامهٔ گازر آب سیل ببرد
شاید ار درزی ار دکان برخاست

چرخ گوئی دکان قصابی است
کز سر تیغ خون فشان برخاست

بره زان سو ترازوی زینسو
چرب و خشکی از این میان برخاست

قسم هر ناکسی سبک فربه
قسم من لاغر و گران برخاست

هر سقط گردنی است پهلوسای
زان ز دل طمع گرد ران برخاست

گر برفت آبروی ترس برفت
گله مرد و غم شبان برخاست

کاروان منقطع شد از در شهر
رصد از راه کاروان برخاست

اشتر اندر وحل به برق بسوخت
باج اشتر ز ترکمان برخاست

نیک عهدی گمان همی بردم
یار، بد عهد شد گمان برخاست

دل خرد مرا غمان بزرگ
از بزرگان خرده دان برخاست

خواری من ز کینه توزی بخت
از عزیزان مهربان برخاست

ای برادر بلای یوسف نیز
از نفاق برادران برخاست

قوت روزم غمی است سال آورد
که نخواهد به سالیان برخاست

اینت کشتی شکاف طوفانی
که ازین سبز بادبان برخاست

قضی‌الامر کفت طوفان
به بقای خدایگان برخاست

نیست غم چون به خواستاری من
خسرو صاحب القران برخاست

بعد کشتن قصاص خاقانی
از در شاه شه‌نشان برخاست

 تندیس خاقانی در بوستان خاقانی شهر تبریز

برچسب ها: شعر ، شعر روز ، خاقانی
ارسال به دوستان
captcha
معاون وزیر خارجه خطاب به ترامپ: تا زمانی که به توهم ادامه دهید، ایران به محاصره ادامه خواهد داد پزشکیان: تفاهم‌نامه آتش‌بس با رضایت نیروهای مسلح انجام شد عراقچی: هنوز تصمیمی برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا گرفته نشده است نعیمه نظام دوست: مرد محبوبم گفت برو تراپی قالیباف: با همه وجودم می‌گویم برای من هیچ فرقی بین امام شهید و رهبر معظم انقلاب نیست یحیی سریع: محل تجمع و تسلیحات نیروهای وابسته به عربستان را هدف قرار دادیم ادعای ترامپ: از نظر اقتصادی، ضربه سختی به ایران خواهیم زد/ اگر ایران حمله کند، ما ۱۰۰ برابر سخت‌تر پاسخ خواهیم داد پزشکیان: با موشک نمی‌شود ایران را از بین برد، با اختلاف می‌شود/ اینکه عیب مرا بگویید، هنر نیست خروج موفقیت‌آمیز سوزن از روده کودک ۱۰ ساله در رشت کاخ سفید: ۴۰ کشور با چین در دور زدن تعرفه‌ها همکاری می کنند ترامپ: ناو لینکلن با ناو دیگری جایگزین می‌شود شروع طوفانی استقلال با پیروزی 4 گله مقابل تازه‌وارد‌ها حملات موشکی انصار الله به بندر المخا چرا آلمان نازی دو بمب افکن را به هم چسباند؟ (+عکس) گران ترین ایستگاه متروی دنیا در محل برج های 11 سپتامبر: کبوتری از جنس نور و فولاد