۳۰ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۳
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۲۷۷۶
تاریخ انتشار: ۱۵:۱۰ - ۳۰-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۲۷۷۶
انتشار: ۱۵:۱۰ - ۳۰-۱۱-۱۴۰۴

تأملاتی در دعای سحر؛ خطر قدرت طلبی/ استاد محمد سروش محلاتی

تأملاتی در دعای سحر؛ خطر قدرت طلبی/ استاد محمد سروش محلاتی
اتفاقاً کسانی‌که لباس دین به تن کرده‌اند، کار آن‌ها سخت‌تر و دشوارتر است و توقع بالاتری از آن‌ها می‌رود. آن‌ها باید با زندگی‌شان نشان بدهند که مسئله‌ ریاست برای آن‌ها مطرح نیست، در حالی که با زندگی خودمان عملاً نشان می‌دهیم که ریاست برای ما مطرح است!

 آيت الله محمد سروش محلاتی در سلسله نوشتارهایی با عنوان «تأملاتی در دعای سحر» دارند. در اولین شب از ماه مبارک رمضان بخش ۷۷ این مجموعه را با عنوان "خطر قدرت طلبی"بخوانید*.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَيِّدِنا مُحَمَّد و آله الطاهرین

به این فراز از دعای شریف سحر رسیدیم؛ «اللّهُمَّ إِنِّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلَى كُلِّ شَىْءٍ وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطِيلَةٌ، اللّهُمَّ إِنِّى اَسْئَلُکَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها».

یکی دیگر از اسمای حسنای الهی و صفات علیای حضرت حق در این فراز مطرح است و ما به عنوان دعاکننده از خداوند این اسم را طلب می‌کنیم و درخواست می‌کنیم؛ «اللّهُمَّ إِنِّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِكَ» خدایا از قدرتت در اختیار من قرار بده.

پرسشی که مطرح شد، این بود که آیا قدرت، امری خواستنی و مطلوب است؟ و انسان برای رسیدن به آن از راه دعا و از راه اسباب عادی می‌تواند تلاش کند تا به قدرت برسد، یا نه؟ آیات شریفه‌ قرآن را تا حدودی در این زمینه مرور کردیم و دیدیم که قرآن کریم نسبت به قدرت به عنوان پدیده‌ای که زمینه‌ برای سقوط انسان و زمینه‌ برای فساد در جامعه هست نگاه می‌کند، و در واقع نگاه قرآن، نگاهی هشداردهنده است، با این حساب دعای برای دریافت قدرت و رسیدن به قدرت به چه معناست؟ و چگونه است که در دعای سحر می‌گوییم: «اللّهُمَّ إِنِّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِكَ» خدایا از قدرتت به من ارزانی دار.

این‌جا باید بین دو معنای قدرت را از یکدیگر تفکیک کنیم؛ قدرتی که خواستنی است و قدرتی که ناخواستنی است. قدرتی که باید به دنبال آن بود و قدرتی که باید از آن حذر کرد. یک قدرت، قدرت سیاسی و اجتماعی است؛ تفوّق بر دیگران پیدا کردن، امر کردن، نهی کردن، و فرمان دادن. این قدرت، به معنای سیاسی و اجتماعی خودش، زمینه‌ای برای همان مفاسدی است که قرآن کریم اشاره کرده و تاریخ بشریّت هم در تجربه‌ خود آن را تأیید می‌کند، اما آیا قدرتی که در این دعای شریف سحر از خدا خواسته می‌شود، همان قدرت به مفهوم سیاسی آن است؟ نه!

درخواست قدرت الهی

این‌جا قدرت به ذات مقدس ربوبی ارتباط و اضافه پیدا کرده است؛ خدایا از «قدرتت» به من بده، نه این‌که خدایا «قدرت» می‌خواهم. درخواست قدرت نیست، درخواست از «قدرت الهی» است؛ «اللّهُمَّ إِنِّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِكَ»، از قدرت خودت می‌خواهم. مگر قدرت حق‌تعالی از جنس قدرت‌های سیاسی است که زمامداران دنیا به این قدرت‌ها فکر می‌کنند و برای رسیدن به این قدرت‌ها تلاش می‌کنند و این جنس از قدرت‌ها عوارضی برای فرد و جامعه دارد و گرفتاری‌هایی می‌تواند به وجود بیاورد؟ هرگز.

قدرت، توانایی بر انجام کار و یا بر ترک یک کار است. حکما قدرت را این‌گونه تفسیر کرده‌اند: «کون الفاعل فی ذاته بحیث ان ‌شاء فعل و إن لم یشأ لم یفعل»[۱] این یک کمال است. این توانایی یک کمال واقعی برای انسان است. فاعلی که از توانایی برخوردار است، می‌تواند کاری را انجام دهد و می‌تواند آن را ترک کند. در برابر آن، موجودی که این توانایی را ندارد، بی‌بهره‌ از قدرت است، عاجز است، می‌خواهد کاری را انجام دهد نمی‌تواند، می‌خواهد ترک کند نمی‌تواند. در این فراز از دعا ما از خداوند آن قدرتی را می‌خواهیم که قدرت الهی است و آن قدرت قدرتی فراتر از مفهوم قدرت سیاسی است.

قدرت خدا چگونه است؟ قدرت الهی است که در فصل بهار جان تازه‌ای به طبیعت می‌دمد، همین درختان خشکیده زنده می‌شوند، سرسبز می‌شوند. قدرت الهی است که یک قطره مایع بدبو را به یک‌ انسان کامل تبدیل می‌کند، یک نطفه این مراحل را می‌پیماید و به یک انسان کاملِ عاقلِ بالغ تبدیل می‌شود. یک بذر در زمین قرار می‌گیرد و به یک خوشه‌ گندم تبدیل می‌شود. دائماً در نظام آفرینش این قدرت الهی ظهور و بروز پیدا می‌کند. آن‌چه در این دعا مطرح است، این است که انسان از قدرت الهی بهره و حظّی داشته باشد و این کمال برای انسان هست.

خطر قدرتِ سیاسی

اما قدرت سیاسی به معنای تفوّق و برتری بر انسان‌های دیگر، و زمام زندگی آن‌ها را به دست گرفتن، امری بسیار لغزنده و خطرناک است. آیه‌ای که در قرآن کریم در این زمینه هست، آیه‌ عجیبی است. آیه ۸۲ سوره‌ مبارکه‌ قصص؛ «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا». عالم آخرت با همه‌ آن امتیازاتی که در آن وجود دارد، برای کیست؟ چه کسی شایستگی دارد که به آن دار آخرت برسد و آن دار آخرت برای چه کسی قرار داده شده است؟

کسی‌که نماز بخواند؟ کسی‌که روزه بگیرد؟ کسی‌که انفاق کند؟ کسی‌که قرائت قرآن داشته باشد؟ تعبیر قرآن این‌ها نیست، بالاتر از این‌هاست. ملاک این است؛ «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَ العَاقِبةُ لِلْمُتَّقِین»، زندگی واقعی و حیات اخروی را که معنای حقیقی سعادت بشر است، برای کسی قرار دادیم که در این‌جا اراده‌‌ علوّ و فساد ندارد. نه این‌که علوّ نمی‌کند، برتری‌طلبی ندارد، تفوق دنبال نمی‌کند، بلکه «لَايُرِيدُونَ» یعنی اراده‌ علو هم نمی‌کند، درصدد آن هم نیست، در فکر برتری هم نیست، نمی‌خواهد جلو بیافتد. برای آقایی و سروری، برای ریاست نه فکر می‌کند، نه برنامه‌ریزی می‌کند و نه خرج می‌کند.

فساد معلوم است، علوّ چیست؟ بعضی از بزرگان مثل صاحب تفسیر شریف المیزان این علو را هم مصداق برای همان فساد قرار داده‌اند، یعنی ذکر خاص به دلیل اهمیت، جدای از عام ذکر شده که تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ فسادا فِي الْأَرْض و از آن‌ جمله یکی از فسادها هم «علوّ» است[۲]، ولی این خیلی خلاف ظاهر است. اصلاً لطافت آیه‌ شریفه این است که علو را از فساد جدا کرده است؛ «لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» یعنی لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ، وَلَا یریدون فَسَادًا. فساد که معلوم است نباید به دنبال آن بود، بلکه انسان پاک و منزه آن کسی است که اراده‌ علو و برتری ندارد و در فکر تفوّق بر دیگران نیست، فکر آقایی و سروری را از ذهن و فکر خود دور کرده و جان خود را منزه کرده است.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خودش این حدیث را آورده و از پدر بزرگوارش نقل می‌کند و سند را به حفص بن غیاث می‌رساند و حفص بن غیاث از امام صادق(ع) نقل می‌کند که حضرت این آیه‌ شریفه را تلاوت کرد، «وَ جَعَلَ يَبْكِي وَ يَقُولُ ذَهَبَتِ وَ اللهِ اَلْأَمَانِيُّ عِنْدَ هَذِهِ اَلْآيَةِ»[۳]. این علو، فساد نیست، چیز دیگری است که امام صادق(ع) را به گریه می‌اندازد.

 حضرت فرمودند: این آیه همه‌ آمال و آرزوها را بر باد داد. چون ما با یکسری از رفتارها، امید به سعادت و حیات سعادتمندانه در زندگی اخروی داریم، کارها هم کارهای خوبی است، ولی آیه‌ شریفه فرموده است که آن دار آخرت اختصاصاً برای کسی‌ قرار داده شده که خود را چنان پاک و منزه کرده که در فکر ریاست و آقایی نیست، از این افکار رها و آزاد شده است، دائماً دست و پا نمی‌زند، دائماً مقدمه‌چینی نمی‌کند، دائماً در لفافه، خود و منیّتش را مطرح نمی‌کند، دائماً پول خرج نمی‌کند، دائماً آدم تهیّه نمی‌کند، برنامه‌ریزی نمی‌کند که به یک جایی می‌خواهم برسم. اگر عالم آخرت این است، بله؛ «ذَهَبَتِ اَلْأَمَانِيُّ عِنْدَ هَذِهِ اَلْآيَةِ» همه این‌ خوش‌خیالی‌ها را بر باد می‌دهد.

پرهیز از طلب ریاست!

به آیاتش قبلا اشاره شد، به برخی از روایات هم اشاره می‌کنم. مجموعه معارفی که در کتاب و سنت آمده، ما را به آن نظریه‌ قدرت نزدیک می‌کند؛ به این‌که بفهمیم قدرت خواستنی کدام است و قدرت ناخواستنی کدام است، قدرتی که به دنبال آن باید رفت و قدرتی که باید از آن فرار کرد.

محمد بن خلّاد ـ بر حسب نقل کلینی در کافی ـ از حضرت امام کاظم(ع) این روایت را نقل می‌کند، که حضرت مثال زدند: یک گله‌ گوسفند را در نظر بگیرید که در بیابان است،‌ چوپان از گله فاصله گرفته، استراحت می‌کند و گله آزاد است. گله‌ بدون چوپان را در نظر بگیرید که یک‌‌مرتبه دو گرگ، یکی از این طرف و یکی از طرف مقابل به آن حمله کند. این گوسفندان چه وضعی پیدا می‌کنند؟ گرگ به گله‌ای زده که حامی و حافظ ندارد و گوسفندان را لت ‌و پار می‌کند.

حضرت فرمودند: حب ریاست بلایی بر سر انسان می‌آورد که آن گرگ‌ها بر سر آن حیوانات نمی‌آورند؛ «مَا ذِئْبَانِ ضَارِيَانِ فِي غَنَمٍ قَدْ تَفَرَّقَ رِعَاؤُهَا بِأَضَرَّ فِي دِينِ اَلْمُسْلِمِ مِن طلب اَلرِّئَاسَةِ»[۴]. اینکه ضرر حب ریاست، بر چه چیزی است، این هم قابل توجه است؛ «أَضَرَّ فِي دِينِ اَلْمُسْلِمِ». این هشدار به خصوص به دینداران است، به خصوص برای کسانی‌ است که لباس دین به تن کرده‌اند و با جامه‌ دین در جامعه ظاهر می‌شوند.

 حضرت فرمودند: حب ریاست، دین را لت و پار و نابود می‌کند، خطری که بالاتر از خطر گرگ برای گله‌ای است که چوپان ندارد. نفس «طلب الریاسة»، دنبال آقایی بودن، کسب وجاهت کردن، به اشکال و اسباب مختلف مرید‌پروری داشتن، افرادی صف بکشند، تعظیم کنند، کرنش کنند، روی دست و پا بیافتند، دست ببوسند، پا ببوسند. کسی‌که خودش را در معرض این مسئله قرار بدهد و زمینۀ آن را فراهم می‌آورد، حضرت می‌فرمایند که دین را نابود کرده است.

تفسیر علامه مجلسی از دو نوع ریاست طلبی

خدا علامه مجلسی را رحمت کند! ایشان هم این روایات را  در بحارالانوار با توضیحاتی نسبتاً مفصل در این زمینه آورده، که این ریاست چیست؟ او می‌گوید: ریاست دو جور است؛ ریاست به حق، ریاست به باطل. این روایات را بگوییم مربوط ریاست به باطل است که خطرناک است و دین را نابود می‌کند و یک ریاست حق هم داریم که آن عیبی ندارد و تکلیف است ضرورت است، نمی‌شود رها کرد، خدمت به مردم است، ملاک آن ریاست حق چیست؟ ایشان مثال می‌زنند که یکی از آن موارد، قضاوت است. چه قضاوتی، قضاوت به حق است؟ آن قضاوت به حق کجاست؟

تعریف علامه‌ مجلسی این است؛ که اگر شخصی را امام به حق، مانند امیرالمؤمنین علی(ع) برای قضاوت تعیین کند و غرض قاضی این است که از علی بن ابی طالب(ع) اطاعت و تبعیت کند، ریاستش به حق است: «فإن کان غرضه من ارتکاب ذلک اطاعة امامه» و به علاوه غرض او؛ «و الشفقة علی عباد الله». اگر می‌خواهد قاضی شود و انگیزه‌اش این است شفقت در حق مردم داشته باشد و قضاوت را در اختیار این شفقت قرار دهد.

هدف دیگرش؛ «و إحقاق حقوقهم» این منصب را قبول می‌کند تا حقوق مردم را استیفا کند. «و حفظ فروجهم و أموالهم و أعراضهم» امنیت در جامعه به وجود بیاورد، برای اموال، برای نفوس، برای اعراض؛ این‌ها جنبه‌ اثباتی. در ادامه جنبه‌ نفی؛ «و لم یکن غرضه الترفع علی الناس»، منظورش از رسیدن به این دستگاه قضا و این پست این نباشد که برتری بر مردم پیدا کند و آقایی و سروری داشته باشد.

«و التسلط علیهم و لا جلب قلوبهم» اگر آن‌جا می‌رود نه برای این‌که به ترفع و برتری وجود داشته باشد، نه درصدد این باشد که در دل مردم نفوذ پیدا کند که مذموم است از راه این منصب، وجاهت پیدا کند. اگر غرضش وجاهت باشد، همان طلب الریاسة است.

 «و کسب المحمدة منهم»[۵] اگر غرضش این باشد می‌رود که مردم از او تعریف و تمجید کنند، به او رأی بدهند، او را بستایند، برای او کف بزنند، اگر این‌طوری باشد، می‌فرماید: این ریاست باطله است، این همان است که در روایات فرموده، گرگی است که به گله‌ای زده باشد و دین را پاره پاره می‌کند.

در آیه «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ»، «علواً» نکره است و در سیاق نفی قرار گرفته و نکره در سیاق نفی، دلالت بر عموم می‌کند. معنای آیه این است؛ آن عالم آخرت، آن سعادت، برای کسی است که ذرة المثقالی دنبال ریاست نباشد، یعنی اراده هیچ علوّی نداشته باشد، پاک پاک باشد. آن آیه است، این روایات است، این ارزش‌هایی است که در دین مطرح است.

 شما با این نگاه، موضوع ریاست‌طلبی و دستیابی به آقایی با شئون مختلفش را در نظر بگیرید، منصب رسمی، منصب غیر رسمی، منصب دولتی، منصب غیر دولتی، فرقی نمی‌کند. گاهی یک منصبی است که انسان درجه‌ای بر شانه‌ خودش قرار می‌دهد، گاهی هم یک منصبی است که عنوانی دارد، اما درجه‌ ظاهری هم ندارد. به مثل بنده تعظیم می‌کنند و تبریک می‌گویند، که شما امام جمعه شدی! خطر حب الریاسة از ما روحانیون استثنا نشده تا کسی که در این لباس آمد دیگر شیطان به او کاری نداشته باشد و افرادی که در این لباس هستند استثنا باشند. آیه‌ قرآن فرموده که علو و برتری‌طلبی مذموم است و استثنایی هم برای آقایانی که در این لباس هستند قرار نداده است! چه استثنایی؟!

اتفاقاً کسانی‌که لباس دین به تن کرده‌اند، کار آن‌ها سخت‌تر و دشوارتر است و توقع بالاتری از آن‌ها می‌رود. آن‌ها باید با زندگی‌شان نشان بدهند که مسئله‌ ریاست برای آن‌ها مطرح نیست، در حالی که با زندگی خودمان عملاً نشان می‌دهیم که ریاست برای ما مطرح است!

 ریاست برای کسی مطرح نیست که مانند پیغمبر اکرم(ص) باشد که شخص که وقتی وارد مجلس پیغمبر(ص) می‌شود، پیغمبر(ص) را نمی‌تواند بشناسد. جلسه‌ پیغمبر(ص) و حلقه‌ پیغمبر(ص) این‌طور است. جلسه‌ وقتی‌که دارای مراتب شد، این‌جا برای یک طبقه، آن جا برای یک طبقه و برای هر کسی، جایی تعریف‌شد و صندلی هرکسی معلوم است که کجاست، نه بالاتر و نه پایین‌تر، چه شباهتی است؟!

هشدار امام خمینی به ائمه جمعه

در کتاب تحریرالوسیله که کتاب فقهی و فتوایی امام خمینی است، در باب «صلاة الجمعة» مسائل فقهی نماز جمعه آمده است. روز جمعه هم بود و مناسب است این یک مسئله را به تناسب از تحریرالوسیله بخوانم. آن امام خمینی که در جمهوری اسلامی این نماز جمعه را برپا کردند و به آن در نظام رسمیت دادند و افرادی را در این‌ جایگاه نصب کردند، در تحریرالوسیله فرموده که امام جمعه کیست و چه کسی باید باشد. درباره‌ شخص امام جمعه، حساسیت امام این است کسی شایستگی آن را دارد که ۱. حب ریاست نداشته باشد، ۲. زندگی‌اش نشان دهد که دنبال ریاست نیست.

این‌طور فرمودند:

«ینبغی أن يكون أعماله موافقاً لمواعظه وترهيبه وترغيبه، وأن يجتنب عمّا يوجب وهنه ووهن كلامه؛ حتّى كثرة الكلام و المزاح وما لا يَعني. كلّ‌ ذلك إخلاصاً للّٰه تعالى وإعراضاً عن حُبّ‌ الدنيا و الرئاسة – فإنّه رأس كلّ‌ خطيئة – ليكون لكلامه تأثير في النفوس.» [۶]

وقتی به مردم موعظه می‌کند: زبان‌تان را مواظب باشید، زبان خودش را مواظب باشد. اگر به مردم می‌گوید: مواظب اموال عمومی باشید، خودش مواظب باشد و با زندگی‌اش نشان دهد. اعمالش موافق با موعظه‌اش باشد. کارهایی که شأن خود او را پایین می‌آورد و کلام او را بی‌اثر می‌کند را انجام ندهد. این جایگاه، جایگاه محترمی است و او باید این جایگاه را حفظ کند. زیاد حرف نزند، شوخی‌های او هم حساب و کتاب داشته باشد، مطالب بی‌اساس نگوید. این‌ها که مربوط به رفتار اوست که این جایگاه تناسب با چه کسی دارد و چه رفتاری.

بعد ایشان اضافه کرده‌اند: «کل ذلک إخلاصا لله تعالی و إعراضا عن حبّ الدنیا و الرئاسة» همه‌ این روش‌های خوب و رفتارهای مناسب و معقول را هم که داشت، بالاترش این است که همه‌ این‌ها را هم مخلصا انجام دهد، یعنی برای حفظ دنیا نباشد، یعنی دکّان نباشد، حقیقت باشد، که هرچه انسان‌ها به آن نزدیک‌تر می‌شوند بر ایمان‌شان افزوده می‌شود. این یک امام جمعه در یک شهر کوچک، در یک شهر بزرگ، در یک منطقه‌ بزرگتر، تا برسید به کسانی‌که شئون دیگری دارند. امام خمینی در ادامه اشاره می‌کند که امام جمعه، با چنین روحیه و رفتاری می‌تواند در مردم تأثیرگذار باشد: «لیکون لکلامه تأثیر فی النفوس».

بی‌جهت نیست که امام صادق(ع) فرمودند: «فوَ اَللَّهِ مَا خَفَقَتِ اَلنِّعَالُ خَلْفَ رَجُلٍ إِلاَّ هَلَكَ وَ أَهْلَكَ»[۷] حضرت قسم خوردند و فرمودند: به خدا قسم هر وقت پشت سر کسی صدای کفش و نعلین بلند شد، هلاک می‌شود و هلاک می‌کند. کسی که پشت‌سرش هم گروهی هستند که او را همراهی می‌کنند، آقایی دارد، تقدم و شأنی دارد، دیگر کسی نیست که تنهایی جایی برود، تنهایی در خیابان باشد، سوار اتوبوس، تاکسی و مترو نمی‌شود. امیرالمؤمنین(ع) که همراهی یک نفر را هم اجازه نمی‌دادند، تا چه برسد به همراهی یک گروه! در نهج‌البلاغه است که حضرت حرکت می‌کردند، یک کسی آمد حضرت را همراهی کند که اجازه بدهید ما هم در رکاب شما توفیق داشته باشیم. حضرت بر مرکب بود و او پیاده بود. حضرت فرمودند: این کار را نکن! اجازه ندادند. چرا ذلت داشته باشی؟ بعد حضرت فرمودند: این یک خطر است برای حاکم[۸]. امیرالمؤمنین(ع) این‌ها را خطر می‌دانست، لابد ما مقاماتی پیدا کرده‌ایم که برای ما این‌‌ها خطر نیست!! آن‌وقت که دو نفر پشت‌سر کسی راه می‌افتادند، حالا کاروان است؛ کاروانی از خودرو و وسایل مختلف! حضرت فرمودند: هر کسی‌که پشت‌سرش کاروان افراد و مرکب و هرچه اتفاق افتاد، این حتما هم خودش را نابود می‌کند و هم جامعه را نابود می‌کند و غیر از این امکان ندارد.

قدرت آن‌گونه که در معارف اسلامی بیان شده، بسیار خطرناک است و برای این‌که این خطر کاهش پیدا کند، چون ضرورت است و به هرحال حکومت لازم است و باید وجود داشته باشد، امیرالمؤمنین علی(ع) این قدرت را شکست. چگونه شکست تا این مفاسد نباشد؟ به مالک فرمود: در را باز بگذار، حاجب‌ها و مأمورین را کنار بزن، محافظانت را دور کن، بگذار مردم بیایند، «غَيْرُ مُتَتَعْتع»[۹] با تو سخن بگویند، راحت حرف بزنند، احتجاب را کنار بگذار. هرچیزی که به این قدرت، در یک انسان قداست ببخشد، خطری است برای شخص صاحب قدرت و خطری است برای انسان‌هایی که در آن شرایط زندگی می‌کنند.

به نظر می‌رسید این توضیحی لازم و ضروری بود که سؤال از قدرت چیست و آن قدرتی که در دعای شریف سحر هست، از جنس این قدرت نیست و این اشتباه نباید اتفاق بیافتد. بارپروردگارا! همه‌ ما را از آفت‌های چنین قدرت‌هایی مصون و محفوظ بدار.

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

*منبع: شفقنا

--------------------------------

صدرالمتألهین، الاسفار الاربعة، ج۶، ص ۳۰۷.

طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۸۲: «إن ارادة العلو من مصادیق ارادة الفساد خصت بالذکر اعتناءً بأمرها»

علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۲، ص۱۴۶.۹۹۹

الکلینی، الکافی، ج۲، ص۲۹۷ و ر.ک: ص۳۱۵ و ۳۱۸.

محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۰، ص۱۴۶.

امام خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۳۶.

اصول کافی، ج۲، ص۲۹۷.

نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره۳۱۴: «فَإِنَّ مَشْيَ‏ مِثْلِكَ‏ مَعَ مِثْلِي فِتْنَةٌ لِلْوَالِي وَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِن‏»

نهج البلاغه، نامه۵۳: «وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ‏ جُنْدَكَ‏ وَ أَعْوَانَكَ‏ مِنْ أَحْرَاسِكَ‏ وَ شُرَطِكَ‏ حَتَّى يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُمْ غَيْرَ مُتَتَعْتِع‏»

ارسال به دوستان
تصادف مینی بوس با ۲ دستگاه خودرو سواری در تهران با ۱۰ مصدوم فراجا: دستگیری ۳۴ اغتشاشگر و تروریست خیابانی بی وای دی برند جدید معرفی کرد/ لینگ هویی ئی9 از راه رسید (+عکس) هیاتی از عراق به ایران سفر می‌کند انتخاب ایران به عنوان معاون کمیته ویژه منشور ملل متحد کره شمالی خودرو هم تولید می کند؟ واقعیت های عجیب از ایزوله ترین کشور دنیا (+عکس) نتانیاهو: آمریکا با خلع سلاح حماس موافق است اتحادیه اروپا: پیشرفت‌ها در مذاکرات هسته‌ای دلگرم‌کننده است/ دیپلماسی تنها راه‌حل پایدار جنجال تغییرات خانم بازیگری که در ماه رمضان امسال مجری تلویزیون شد (+عکس) دیدارهای وزیر ارتباطات با مقامات عالی رتبه سایر کشورها در حاشیه اجلاس هوش مصنوعی هند تأکید وزیر ارتباطات بر توسعه همکاری‌های هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات با هند شمار شهدای جنگ غزه به ۷۲ هزار و ۶۹ نفر رسید  سرباز اسرائیلی جلوی دوربین: هم کشتیم و هم تجاوز کردیم! ادعای ترامپ: باید با ایران به توافق معناداری دست یابیم  رونمایی کره شمالی از راکت‌اندازهای هسته‌ای
نظرسنجی
به نظر شما هدف آمریکا از مذاکرات اخیر با ایران چیست؟