مرداد 1400 گزارش مرگ مشکوک مردی جوان به نام شهاب در یک گاراژ مکانیکی به مأموران اعلام شد. با حضور مأموران و بررسیهای اولیه مشخص شد که مقتول با ضربات متعدد جسم سخت به قتل رسیده است. در اولین مرحله از تحقیقات مأموران به سراغ کارکنان آن گاراژ رفتند و مشخص شد صبح روز حادثه زنی با حضور در گاراژ از تعمیر خودرواش رضایت نداشته و با مقتول مجادله و گاراژ را ترک کرده است. بعد از تعطیلی گاراژ همکارش نادر سر این موضوع با شهاب درگیر شده و بعد از آن هم دیگر کسی از ماجرا خبری ندارد.
به گزارش رکنا، بررسیها نشان میداد که نادر متواری شده است. چند روز بعد نادر بازداشت شد و به قتل شهاب اعتراف کرد: «من با شهاب سر موضوع تعمیر ماشین آن خانم دعوا کردیم اما قتل به خاطر این مسأله نبود. شهاب یکبار من را مورد آزار قرار داده بود و آن شب هم میخواست دوباره مرا آزار دهد که عصبانی شدم و یک وسیله سنگین ماشین را برداشتم و چند ضربه به سرش زدم بعد اتاق را ترک کردم اما از آنجا که هنوز از دستش عصبانی بودم بازهم برگشتم و چند ضربه دیگر به پهلو و شکمش زدم که او فوت کرد.»
با اعتراف متهم پرونده با صدور کیفرخواست قتل عمد تکمیل و برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در جلسه دادگاه اولیای دم درخواست قصاص کردند. بعد از دفاعیات متهم قضات وارد شور شدند و بر اساس مستندات پرونده او را به قصاص محکوم کردند.
اما متهم به رأی اعتراض کرد. قضات شعبه 26 دیوان نیز پس از بررسی پرونده حکم را تأیید کردند و پرونده به شعبه 3 اجرای احکام رفت. در حالی که متهم در
یک قدمی چوبه دار قرار داشت با برگزاری جلسات صلح و سازش متهم توانست با پرداخت وجه المصالحه به اولیایدم رضایت آنها را جلب کند.
به این ترتیب از قصاص رها شد و این بار از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد.
در این جلسه متهم دوباره اظهاراتش را تکرار کرد و گفت: «از قضات میخواهم تا در حد امکان در صدور حکم تخفیف قائل شوند.» با پایان اظهارات متهم قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.