۲۹ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۰۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۰۴۱۰
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۶ - ۲۳-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۰۴۱۰
انتشار: ۰۸:۳۶ - ۲۳-۱۱-۱۴۰۴

روزنامه اطلاعات: مردم خودشان اعتراض و آه و ناله را بلدند؛ شما دیگر زخم ها را تشدید نکنید!

روزنامه اطلاعات: مردم خودشان اعتراض و آه و ناله را بلدند؛ شما دیگر زخم ها را تشدید نکنید!
همه شِکوه و ناله و غرولند دارند و معلوم نیست که بالأخره مخاطب کیست؟ مخاطب، من هستم، شما هستید، آنها هستند. من و شما و آنها، هر سه با هم، و نه منتظر هم، آیا «تصمیم داریم» کمی عوض شویم؟

روزنامه اطلاعات نوشت: در شرایط پیچیده و بعضاً رازآلود امروز، رینگِ سختِ زندگیِ مردم را نباید از آنچه هست، سخت‌تر کرد. و این سخت‌تر شدن، با دمیدن در کوره‌ سوزان «امیدسوزی»، «عصبانیت‌سازی» و «هیجان‌پردازی» ‌است.

نخبه‌ فرهنگی و اصلاحگر اجتماعی بداند که مردمِ نشسته در تاکسی و ایستاده در صف ارزاق و انتظارکشیده در ایستگاه مترو و هرگوشه‌ دیگر جامعه، قطعاً بیش‌ از ایشان بلدِ اعتراض و شکایت‌اند و آماده‌ نفس‌درنفس شدن با ادبیاتِ آه و ناله و شِکوه و دریغ و افسوس.

آقای نخبه اگر هنری دارد -و از سر همان هنر، منّت نخبگی بر این مردم می‌گذارد و در جایش نانش را می‌خورَد- هنرِ یافتنِ برون‌رفت‌است از گوشه‌ رینگِ غبارگرفته و حصارکشیده، و آن، این است که مربی‌وار به مشت‌خورده‌ ناتوان، توان و امید دهد و اجازه ندهد که ازپایْ‌نشسته به تماشای مرگ خویش بنشیند؛ وگرنه برای فریادزدنی که در پی‌اش آرام و سکونی ماندگار و کارساز نباشد، مردمانِ دست‌وپنجه‌نرم کرده در مشکلات، از آقایانِ نخبگان، کاربلدترند! نقش نخبگی آن نیست که اگر خونی از بدن مجروحی می‌رود، به سوگ مرگِ نیامده‌ او بنشینیم؛ بلکه اگر بلدِ کاریم، خونش را بند بیاوریم، اگر نیستیم، لااقل بختکِ جلوی رویش نشویم.

اکنون تکلیف امثال من -که گرچه نخبه‌ نیستند، اما به سبب تجربیات و زیسته‌ها، درگیر هیجانات و عصبانیت‌ها نمی‌شوند- آن است که اگر یارِ مردم نتوانند بود، خاری بر انبان کاهشان نشوند. غرولندافزایی، بدون پذیرشِ مسئولیت انسانی و اجتماعی، یا طفره رفتن از عذاب وجدان است و یا کلاه‌بافی از نمَدِ یأس و حِرمان. امروزِ روز، روز تبدیل دلمردگی و یأس و نومیدی به مسئولیت‌پذیری مدنی و اخلاقی و عاطفی است. نه کاسب باید منتظر ادب مشتری بماند تا انصاف ورزد، نه مشتری پیش از ادب‌ورزیِ خود منتظر انصاف کاسب بمانَد. انصاف و آداب، تا همزادانِ توأمان نشوند، وضعیت همین است که هست؛ یعنی کاسب منتظر ادب مشتری است و مشتری منتظر انصاف کاسب؛ چرخه‌ی معیوب! 

همه شِکوه و ناله و غرولند دارند و معلوم نیست که بالأخره مخاطب کیست؟ مخاطب، من هستم، شما هستید، آنها هستند. من و شما و آنها، هر سه با هم، و نه منتظر هم، آیا «تصمیم داریم» کمی عوض شویم؟

برچسب ها: نخبگان ، مردم ، نارضایتی
ارسال به دوستان
پهلوی‌ها به روایت دست اول یک شاهزاده قاجاری مغز چگونه کلمات را تفکیک می‌کند؟ کشف سیگنالی که نقش کلید اسپیس را دارد سکته هشداردهنده چیست؟؛ در صورت داشتن این علائم فوراً به اورژانس زنگ بزنید! جزئیات خواندنی آخرین ناهار بختیار در کاخ نخست‌وزیری قبل از فرار چرا عربستان و امارات با وجود بیابان‌های وسیع، سالانه میلیون‌ها تن شن و ماسه وارد می‌کنند؟ فیل‌ها بدون سبیل‌های روی خرطومشان تقریباً نابینا هستند جنگنده‌های مدرن امروزی چطور از شناسایی شدن توسط رادار جلوگیری می‌کنند؟ شقایق فراهانی: یواشکی گلشیفته را نشان دادم مزخرف مثل مدیران، سرمربی و البته بازیکنان استقلال آینده مبهم ساپینتو در استقلال؛ وداع تلخ با لیگ قهرمانان صدور قرار بازداشت برای دو مداح معروف در یزد بلومبرگ: سقوط قیمت طلا با تعطیلی چین به مناسبت سال نو بازداشت فردی نزدیک ساختمان کنگره آمریکا وداع تلخ استقلال با آسیا؛ شکست آبی‌پوشان مقابل الحسین اردن در دیدار برگشت شکست سنگین یوونتوس در زمین گالاتاسرای؛ بانوی پیر ۱۰ نفره مغلوب شد