عصر ایران؛ باران ستوده- 18 دی ماه 1323 روزی است که روزنامه داریا متعلق به حسن ارسنجانی توقیف شد. توقیفی که در زمانه «آزادی مطبوعات» حیرتآور بود.
این توقیف به بهانه مخالفت با مشی سیاسی دولت بعد از گذشت چهل ماه از استقرار محمدرضا شاه انجام شد. آن هم در شرایطی که روزنامههای ایران فصل نوینی از حیات حرفهای خود را تجربه میکردند دیگر از «بگیر و ببند» دوران رضا شاهی خبری نبود و روزنامهها با سرعت ناگفتنیها را بیرون میریختند همچون لالی که تازه زبان بازکرده است.
با این حال رویکرد روزنامه «داریا» در انتشار مطالب، انتقاد از مقامات ، متهم کردن آنها به فساد و عصبانی کردن سفارت انگلیس به دلیل مخالفت با اقدام دولت برای اعطای امتیاز نفت موجب شد که فرماندار نظامی مماشات را کنار گذاشته و دستور به توقیف دهد.
تاسیس و حتی توقیف روزنامه داریا در شرایطی رخ داد که روزنامهها دوره «زمستان مطبوعات» را سپری کرده و از «بهار مطبوعات» لذت میبردند.
مهدی محسنیانراد استاد علوم ارتباطات، وضعیت روزنامههای ایران پس از رفتن رضاشاه را به انفجاری بزرگ تشبیه میکند. انفجاری که به تبع آن تعداد زیادی روزنامه روی کیوسک فرستاده شدند. میزان آزادی مطبوعات به حدی رسید که به هتاکی نزدیک شد. این رویکرد به نقطه عطفی در تاریخ مطبوعات ایران تبدیل شد. محسنیانراد وضعیت آزادی بیان در دوره محمدرضا شاه را به فرد گنگی تشبیه کرده است که به تازگی و بعد از بیست سال زبان بازکرده و میخواهد در آن واحد هر چه در دل دارد بگوید.
بررسی آمار نشریات منتشر شده در دهه بیست نشان میدهد که رقابت سختی برای دریافت مجوز روزنامه و انتشار آن شکل گرفت. بر اساس آمار منتشر شده در فاصله دوازده سال یعنی 1320 تا 1332 بیش از چهارهزار امتیاز نشریه صادر شد که حداقل 1162 تحت عنوان روزنامه چاپ شد. از آن میان تنها 20 روزنامه به طور مرتّب منتشر میشد. تنها لازم است میزان افراد باسواد آن دوره را بررسی کنید که متوجه شوید چه رقابتی در انتشار روزنامه شکل گرفته بود.
ارسنجانی، روزنامه نگاری خود را در دوره رضاخانی شروع کرده و از سال 1319 در روزنامه تجدد ایران شروع به نوشتن کرده بود اما محدودیت روزنامهها برای انتشار مقالات تند و آتشین ارسنجانی و ملاحظات مدیران جراید موجب شد تا ارسنجانی عزم خود را جزم کند تا روزنامهای مستقل راهاندازی کند.

داریا بعد از پشت سر گذاشتن «دردسرهای کبر سن» جان گرفت و متولد شد. اسمی که معکوس «ایراد» بود . صفت مشخصه حسن ارسنجانی که به آن شهره بود چون از همه چیز ایراد میگرفت. نه مجلس، نه دولت، نه سیاستمداران و نه سفارتخانهها از دست انتقادات او در امان نبودند همچنانکه برای نخستین شماره روزنامه، سرمقالهای آتشین نوشت.
روزنامه داریا در سرمقالهای تحت عنوان «مردم باید قیام کنند» در تاریخ 28 خرداد ماه 1323 در اولین شماره خود نوشت:«حتی کسانی که بر ما غاصبانه حکومت میکنند پی بردهاند که یک تحول اجتماعی هرچه زودتر باید لانه فساد را ویران کند و ایران را از این بدبختی وتباهی که ثمره نادانیها و بیتجربگیها و غرضورزیهای کسانی بوده است که بنام وزیر و وکیل و امیر ما را اداره میکردند، نجات بخشد...تاریخ نشان میدهد که پس از هر جنگ عالمگیر تغییرات عمیقی در دنیای اجتماعی و سیاسی پدید آمد و جهان را بمرحله تازه از زندگی کشانده است....وضع اجتماعی ما بیاندازه رقتانگیز و وحشتآور است. مردم ایران به دو دسته تقسیم شدهاند و دسته ثالثی میان آنها وجود ندارد.
اکثریت بیش از چهارده میلیون و نهصدهزار نفر لخت و گدا و زحمتکش و کارگر که از صبح تا شام کارمیکنند و در تمام سال یک شکم سیر نان نمیخورند.
اقلیت یعنی کمتر از چند هزار نفر مفتخوار و شارلاتان که بانواع وسایل دسترنج اکثریت را ربوده و جیبهای خود را پر میکنند .....امروزه اکثریت از خواب گران بیدار شده و بکمک روشنفکران که خود از همین طبقه هستند و برای احقاق حقوق خویش آغاز تجهیز کرده و همین امر موجبات ناراحتی اقلیت حاکم را فراهم آورده است.»
مدیر مسئول داریا در طول دوران حیات سیاسی و روزنامهنگاری خود فرازو نشیب زیادی را تجربه کرد از عضویت در حزب پیکار و انتقاد از شرکت نفت ایران و انگلیس سالها قبل از ملی کردن صنعت نفت تا دفاع از شوروی. از همراهی قوام تا حمایت از پیشهوری. از رد اعتبارنامه تا رسیدن به وزارت و در نهایت سفارت.
حسن ارسنجانی از حزب تازه تاسیس و روزنامه به بهترین صورت بهره گرفت و به ابزار ترقی او تبدیل شد تا اینکه توانست سکان وزارت کشاورزی را در دست بگیرد و مجری اصل اول اصول نوزده گانه انقلاب سفید یعنی اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی در دولت دکتر امینی شود.

با توقف انتشار داریا مدیرمسئول آن هم به صورت تدریجی دوران فرود خود را تجربه کرد و ارسنجانی از نظر سیاسی به حاشیه رانده شد هرچند او به وکالت روی آورد و حتی وکالت رحیم علی خرم که مقاطعهکار آسفالت تهران بود و به فساد شهرت داشت را برعهده گرفت. در دعوی بین وزارت آبادانی و مسکن با رحیم علی خرم، ارسنجانی تلاش کرد تا خرم برنده این دعوا شود و علیه وزارت آبادانی و مسکن اعلام جرم کرد. رفتار ارسنجانی سپهبد هاشمی نژاد رئیس گارد شاهنشاهی را عصبانی کرد همچنانکه برایش پیغام فرستاد« مردک سوسیالیست تو خجالت نمیکشی وکیل خرم شدی!».
از زمانیکه حسن ارسنجانی که در کنار اسم «د. داریا» از اسم مستعار «شیخ حسن محلاتی » بهره میگرفت و در دفاع از اکثریت مردم گرسنه و فقیر داد سخن میراند تا زمانی که در طرف اقلیتی که دیروز منتقدش بود قرار گرفت ، بیش از بیست سال فاصله افتاد. مدت زمانی که نشان داد که هدف ارسنجانی در دفاع از مردم بیچاره تنها کسب قدرت بوده است.