عصر ایران ؛ احسان محمدی - بدون اینکه سرم را برگردانم میتوانم حدس بزنم که مرد بالای 50 سال سن دارد.
- من گوشیمو باز کردم دیدم «مادورو» رو گرفتن فکر کردم از این عکسای فوتوشاپیه که بچهها میسازن. بعد دخترم اومد سیر تا پیاز ماجرا رو برام گفت. میگفت بابک زنجانی نوشته 2 میلیارد دلار پول ما هم این وسط سوخت. یعنی انگاری ما اونجا سرمایهگذاری کرده بودیم الان که ونزوئلا میشه یه ایالت جدید امریکا اونم دود میشه میره هوا. یعنی شانس نداریم به خدا. هر جای زمین یه اتفاقی بیفته ما توش ضرر میکنیم.
نمایشگاه صنعت پوشاک است، دیوار به دیوارش نمایشگاه صنعت شیشه. هوای سرد بیرون توی صورت آدم سیلی میزند اما داخل سالنها گرمای مطبوعی برقرار است. فکر میکنم به اینکه هزاران کیلومتر دورتر اتفاقی افتاده و اینجا زندگی بسیاری از ما دستخوش اخبارش است، به هزار و یک دلیل گفتنی و نگفتنی!
غرفهدارها عموماً دخترهایی هستند که خیلی پوشش رسمی ندارند، چیزی که تا همین پنج سال پیش جریمه داشت و احتمالاً غرفه را پلمپ میکردند حالا امری طبیعی شده است، نه بازرسی چک میکند و نه حتی خیلی باعث جلب توجه است. انگار همه عادت کردیم به چیزی که دههها اکیداً ممنوع بود و هزینههای اجتماعی بسیاری برایش دادیم که غیرقابل برگشت هستند. نتیجه تصمیمی دیرهنگام.
مغزم با حرفهای مرد مدام تصویر مادورو به دستبند را میگذارد کنار لبخند قلدرمابانه ترامپ و اینکه سالها بعد وقتی یک نفر در نمایشگاه پوشاک قدم بزند، آیا با دیدن تیشرتی که احتمالاً عکس مادورو را رویش چاپ کردهاند در مورد تصمیمهای دیرهنگامی که بسیار خسارت خلق کردند هم فکر میکند یا نه؟
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر