کد خبر ۱۱۰۷۶۳۶
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۵ - ۰۵-۰۸-۱۴۰۴
کد ۱۱۰۷۶۳۶
انتشار: ۰۸:۵۵ - ۰۵-۰۸-۱۴۰۴

مرد خیانتکار با دوست همسرش به ماه عسل رفت

مرد خیانتکار با دوست همسرش به ماه عسل رفت
آن شب بعد از رفتن همسایه، به خیال اینکه همسایه او را لو داده است، شروع به اعتراف کرد و گفت از مدتی قبل «مهرانه» را عقد کرده و با او به ماه عسل رفته بوده است. انگار دنیا روی سرم خراب شد. باورم نمی‌شد. من فکر می‌کردم زندگی عاشقانه‌ای با مجید دارم. از آن شب دعواهای ما شروع شد.

زنی با مراجعه به کلانتری برای نجات زندگی مشترکش از کارشناسان اجتماعی پلیس کمک خواست.

به گزارش مشرق، زن ۴۵ ساله به کارشناس اجتماعی کلانتری گلشهر مشهد گفت: دختر دوم خانواده هستم. پدرم تاجر بود و مادرم خانه‌دار. زمانی که فقط ۱۵ سال داشتم، با اصرارهای عمه‌ام به عقد پسرش درآمدم. آن زمان در کلاس سوم راهنمایی مشغول تحصیل بودم و دختر زرنگ مدرسه به حساب می‌آمدم. مجید هم که تا سیکل سواد داشت، تازه از سربازی برگشته بود. او جوشکاری می‌کرد و درآمد خوبی داشت. ما واقعا عاشق هم بودیم. قرار شد ما در طبقه پایین خانه عمه‌ام زندگی کنیم.

۲۰ سال زندگی کردیم و صاحب ۴ فرزند شدیم. من هم به خاطر رسیدگی به بچه‌ها تحصیل را رها کردم تا اینکه فرزندانم کم‌کم بزرگ شدند و به قول معروف از آب و گل درآمدند.

من که درس خواندن را خیلی دوست داشتم، این موضوع را به مجید گفتم و سپس با موافقت او من هم دوباره شروع به درس خواندن کردم. یکی از پسرانم پزشکی می‌خواند، دخترم در رشته دندان‌پزشکی تحصیل می‌کند، پسر دیگرم معلم شده است و دختر کوچکم نیز هنوز دبیرستانی است. بالاخره دیپلم گرفتم و در دانشگاه تربیت معلم قبول شدم. آن زمان مجید ثروت خوبی به هم زده بود و چندتا خانه، ماشین، کارگاه و خلاصه چیزهای دیگری داشتیم.

من صبح‌ها خیلی زود از خواب بیدار می‌شدم و با اشتیاق به دانشگاه می‌رفتم. آنجا با خانمی مطلقه دوست شده بودم که یک پسر خردسال داشت و مجید هر وقت به دنبال من می‌آمد مهرانه را به خانه‌اش می‌رساند.

دیگر کمتر حواسم به مجید بود. در ضمن از چند مدرسه پیشنهاد کاری داشتم. برای همین بیشتر وقتم را یا مدرسه بودم یا دانشگاه. آرام‌آرام متوجه تغییر رفتار مجید و روابط صمیمانه او با مهرانه شدم. چند باری با عمه‌ام صحبت کردم، ولی او گفت اشتباه می‌کنم. من حتی یک برگه که در آن مهریه و این چیزها قید شده بود پیدا کردم، ولی چون عاشق همسرم بودم، باور نکردم.

یک روز در خانه نشسته بودیم که همسایه کناری‌مان به خانه‌مان آمد. مجید تازه از مسافرت برگشته بود. همسایه به او گفت «ان‌شاءا... همیشه به مسافرت» و سپس به شوخی ادامه داد جدیدا زیاد می‌روی مسافرت، ما را هم با خودت ببر مجیدآقا!

آن شب بعد از رفتن همسایه، به خیال اینکه همسایه او را لو داده است، شروع به اعتراف کرد و گفت از مدتی قبل «مهرانه» را عقد کرده و با او به ماه عسل رفته بوده است. انگار دنیا روی سرم خراب شد. باورم نمی‌شد. من فکر می‌کردم زندگی عاشقانه‌ای با مجید دارم. از آن شب دعواهای ما شروع شد. او گفت تو بعد درس و دانشگاه اصلا حواست به من و زندگیت نبوده و از این حرف‌ها.

مدتی قهر کردم و به خانه مادرم رفتم. مجید به دنبالم آمد. بدتر اینکه متوجه شدم عمه‌ام به خواستگاری مهرانه رفته و کلی از من بدگویی کرده است. از سوی دیگر مهرانه دوست دانشگاهی من بود و من هم سیر تا پیاز زندگی مشترکم با همسرم را به عنوان درددل برایش بازگو می‌کردم.

حالا هم اینجا آمده‌ام که ببینم چه کار باید بکنم.

با راهنمایی‌های تجربی سرهنگ ابراهیم عربخانی رئیس کلانتری گلشهر مشهد اقدامات مشاوره‌ای و قانونی درباره این ماجرا به کارشناس ارشد دایره مددکاری اجتماعی سپرده شد.

ارسال به دوستان
ناگفته‌های فرزاد موتمن از سینمای جنگ و ضدجنگ: دلم با مردم فلسطین است فیلم «عروسک» در راه جشنواره فیلم‌های جهان ترک استانبول این یک مقاله علمی است: از کشف عجیب برندگان جایزه نوبل پزشکی تا لذت یهودیان از دیدن احمدی نژاد «توپ سیاه» جایزه تماشاگران جشنواره لندن را برد سفیر فرانسه در خانه سینمای ایران گزارش نیویورک تایمز از بحث های خصوصی تیم ترامپ درباره تاثیر جنگ با ایران در انتخابات آمریکا محاکمه مقام ارشد ساواک در آمریکا / موافقت دادگاه با ادامه رسیدگی نتایج جالب نظرسنجی NBC درباره انتخابات آمریکا: پیروان هر کدام از ادیان به کدام حزب رأی دادند؟ دیدنی های امروز؛ از انتخابات آمریکا تا مراسم 13 آبان در تهران نماینده مسلمان و دموکرات آمریکا: ترامپ می‌گوید می‌خواهد کار ایران را تمام کند، اما در واقع هیچ برنامه مشخصی ندارد حادثه برای یک نفتکش در نزدیکی منطقه الشمال قطر ناوهای آمریکایی آرایش جنگ جهانی دوم می گیرند فیلم "وریتی"؛ تریلری پرپیچ‌وخم با تعلیقی کم‌جان مدودف: تشدید تحریم های روسیه توسط دموکرات ها به زیان واشنگتن خواهد شد انتقاد ولایتی از نخست وزیر ارمنستان: به سفیرتان گفتم که قلم پای ترامپ را خواهیم شکست