کد خبر ۱۱۰۳۷۵۹
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۹ - ۲۳-۰۷-۱۴۰۴
کد ۱۱۰۳۷۵۹
انتشار: ۰۹:۲۹ - ۲۳-۰۷-۱۴۰۴

قاتل: او برای دختر مورد علاقه‌ام مزاحمت ایجاد می‌کرد

قاتل: او برای دختر مورد علاقه‌ام مزاحمت ایجاد می‌کرد
در ادامه مأموران کریم را شناسایی و دستگیر کردند. وی خیلی زود به قتل اعتراف کرد و گفت:«از وقتی بیژن به پارک آمده بود با من خیلی بدرفتاری می‌کرد با اینکه کاره‌ای نبود اما طوری صحبت می‌کرد که انگار او رئیس پارک است.»

روزنامه ایران نوشت: او به پلیس گفت:«من نگهبان پارک هستم. مدتی قبل مقتول از شهرستان به تهران آمد و شب‌ها در اتاقک نگهبانی پیش من می‌ماند. یک شب در حال استراحت بودیم که ناگهان دو نفر که صورت‌هایشان را پوشانده بودند، وارد اتاقک شدند و با چاقو بیژن را کشتند و رفتند.»

مأموران با تحقیقات بیشتر دریافتند مقتول چند روز قبل از جنایت با پسر جوانی به نام کریم که از اتباع است و در همان پارک دکه دارد دعوا کرده و کریم در حضور همکارانش گفته قصد دارد به بیژن آسیب بزند و او را از درخت آویزان کند.

در ادامه مأموران کریم را شناسایی و دستگیر کردند. وی خیلی زود به قتل اعتراف کرد و گفت:«از وقتی بیژن به پارک آمده بود با من خیلی بدرفتاری می‌کرد با اینکه کاره‌ای نبود اما طوری صحبت می‌کرد که انگار او رئیس پارک است. یک‌بار هم به دروغ به مأموران کلانتری گفته بود من در پارک مواد مخدر و مشروبات الکلی می‌فروشم تا شهرداری من را از پارک بیرون کند.»

وی در ادامه افزود:«من با زن جوانی در ارتباط بودم و قصد داشتم با او ازدواج کنم اما بیژن مدام برایش مزاحمت ایجاد می‌کرد تا اینکه تصمیم گرفتم او را ادب کنم.» با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.»

در دادگاه چه گذشت؟

در ابتدای جلسه مادر مقتول درخواست قصاص کرد و وکیل پدر مقتول به جایگاه رفت و گفت:«از اظهارات و تحقیقات به عمل آمده مشخص است متهم با قصد و انگیزه قبلی دست به جنایت زده و ضرباتی هم که با چاقو وارد کرده کاملاً کشنده بوده و از طرف موکلم درخواست قصاص عامل قتل را دارم.»

حرف های قاتل بیژن

پس از آن متهم به جایگاه رفت و گفت:«من با بیژن دوست بودم، به او خیلی محبت می‌کردم اما نمی‌دانم چرا با من خوب نبود؛ البته چندان اهمیتی نمی‌دادم تا اینکه فهمیدم مزاحم دختر مورد علاقه‌ام شده است و تصمیم گرفتم با چند خراش روی بدنش او را بترسانم. شب حادثه به همراه دوستم به اتاقک نگهبانی رفتیم. بیژن روی تخت خوابیده بود که با چاقو به او حمله‌ور شدم. ضربه اولی را که زدم زیر تخت رفت، من هم ضربه دیگری به پای او زدم و فرار کردم. از آنجا که صورتم را پوشانده بودم فکر نمی‌کردم شناسایی شوم و فردای روز حادثه هم به سر کار برگشتم.»

قاضی از متهم پرسید:«دوستی که در شب حادثه همراهت بود چه نقشی در ماجرا داشت؟» متهم جواب داد:«نه او و نه دختر مورد علاقه‌ام هیچ نقشی در ماجرا نداشتند و خودم دو ضربه چاقو را به بیژن زدم و فرار کردم.»

با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

ارسال به دوستان
معافیت واردات بنزین ویژه از سهم دولت در مالیات بر ارزش افزوده ۱۴۰۵ محسن رضایی: هرکسی با ایران دربیفتد تاوان آن را خواهد داد فهرست پاسخ‌های منفی افسوس تو رو خواستن دیگه دیره/ خشایار اعتمادی(+صدا) پرسپولیس از مدیرعامل استقلال خوزستان شکایت کرد؛ پرونده به دادسرا رسید ۱۰ اثر زیبا و ماندگار از «خشایار اعتمادی» (همین الان بشنوید) کشف بقایای تاریخی زیر یک خانه در حریم مسجد حیدریه قزوین ترامپ: من از قدرت وتو برخوردارم/ من طرح‌های دیوانه‌وار آن‌ها را وتو خواهم کرد مخبر: ترامپ سیلی خورد/ پیروز واقعی انتخابات آمریکا ایران بود آرمان ملی: آقای رئیس جمهور! وفاق بدون مشارکت معنا ندارد تصادف مرگبار در قشم؛ چهار نفر از اهالی روستای گورزین جان باختند سناتور جمهوری‌خواه: حساب هگست را خواهیم رسید کنایه سفارت ایران در لندن به ترامپ: کتاب «تاریخ حماقت» را بخوان! سقوط ۲۹ درصدی قیمت طلا از رکورد ژانویه؛ آیا دوران رشد این فلز پایان یافته است؟ آن همه سینماگر در مراسم حمید علیدوستی کجا بودند؟ چرا ترانه تنها بود؟