عصر ایران؛ نورا جمالی - فیلم «ریشقرمز»، اثر آکیرا کوروساوا، یکی از آثار شاخص سینمای ژاپن است که در سال 1965 ساخته شد و در دوران خودش، با روایت داستانی پیچیده و شخصیتپردازی عمیق، توجه مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کردو هنوز هم دست کم یکی از اثار برجستۀ تاریخ سینمای ژاپن است.
موضوع اصلی فیلم حول محور شخصیتی با موهای سرخ و چهرهای متمایز است که نمادی از مقاومت، فردیت و تلاش برای تحقق عدالت در دل شرایطی دشوار است.
داستان فیلم در فضایی پرتنش و غالباً درگیریمحور روایت میشود. شخصیت اصلی، که به دلیل ریش و موی سرخش «ریشقرمز» نامیده میشود، درگیر مجموعهای از تضادها و بحرانهای اخلاقی و اجتماعی است. او فردی است که با اصول و ارزشهای خود زندگی میکند و در عین حال تحت فشار نیروهای بیرونی و شرایط جامعه قرار دارد. روایت فیلم ترکیبی از تلاش برای عدالت، مبارزه با فساد و کاوش در هویت فردی شخصیتهاست.
کوروساوا در «ریشقرمز» داستان تحول دکتری جوان به نام یاسوموتو را در بستر آشنایی با دکتر نیده (ریشقرمز) و مریضخانه تحت مدیریتش روایت میکند. دکتر یاسوموتو جوان است و به تبع خصوصیات جوانیاش، بلندپرواز و جاهطلب. برای دستیابی به احساس تعلق، بهترین را میخواهد (دکتری شوگانها) و هنگامی که ناگزیر به کار در مریضخانه میشود، گویی شور جوانی او در کسب بهترینها مهار و مقام تعلق از او سلب شده لذا یاسوموتوی جوان، مقابله و نافرمانی را برمیگزیند تا صبر دکتر نیده لبریز شده و او را اخراج کند.

وقتی یاسوموتو برای اولین بار پایش را به بیمارستان ریش قرمز می گذارد، با شنیدن حرف های پرستارِ آنجا مبنی بر روش بسیار خودمحورانۀ ریش قرمز برای ادارۀ بیمارستان و قوانین سختگیرانهای که برای کارکنان و حتی بیماران آنجا در نظر گرفته، در ذهنش شخصیتی از این ریش قرمز می سازد سراسر خشن و بیرحم. یاسوموتو فقر و فضای گرفته و ناچیز آنجا را میبیند و دلزده میشود. او آنجا را در شآن خود نمیداند. دکتر نیده اما درست نقطه مقابل یاسوموتو است. سرد و گرم چشیده روزگار است و دارای بینشی عمیق. او بهخوبی میداند راه ایجاد تحول در یاسوموتو، نه با بهرهگیری از مشتی آهنین بلکه با صبر و گذشت است که هموار میشود.
یکی از ویژگیهای برجستۀ داستان، تمرکز بر کشمکش درونی ریشقرمز است. او در مواجهه با قدرت، بیعدالتی و خیانت اطرافیان، بارها مجبور میشود تصمیمهای سخت و گاهی متناقض بگیرد. این کشمکشهای اخلاقی و روانی باعث میشود شخصیت اصلی به عمق روان انسانها و پیچیدگیهای تصمیمگیری در شرایط بحرانی نزدیک شود.
ریشقرمز، شخصیت مرکزی، نماد فردیت و مقاومت است. او نه تنها در برابر دشمنان بیرونی مبارزه میکند بلکه باید با ترسها، تردیدها و ضعفهای خود نیز مقابله کند. دیگر شخصیتها در فیلم، اعم از متحدان یا رقبای او، به تقویت یا آزمون ارزشهای ریشقرمز کمک میکنند. روابط انسانی در فیلم پیچیده و چندلایه است؛ خیانت، وفاداری، عشق و نفرت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و داستان را از سطح صرفاً بیرونی به عمق روانی و اجتماعی میکشاند.
یکی از نکات مهم شخصیتپردازی، توجه به انگیزهها و پیشینههای هر شخصیت است. این امر باعث میشود هر اقدام و واکنش در فیلم، از منظر روانشناختی قابل درک و توجیه باشد؛ حتی اگر با رفتار منطقی یا اخلاقی ریشقرمز در تضاد باشد.
فیلم «ریشقرمز» به شکلی استادانه با تمهای چندگانه سر و کار دارد. تم اصلی، مبارزه برای عدالت و مقابله با فساد است، اما مضامین دیگری نیز در سراسر داستان جاریاند:
هویت و فردیت: ریشقرمز مظهر انسانی است که با وجود فشارها و محدودیتها، بر هویت و اصول خود پافشاری میکند.
قدرت و فساد: فیلم نشان میدهد چگونه قدرت میتواند شخصیتها را فاسد کند و روابط انسانی را دگرگون سازد.
فداکاری و مسئولیت: ریشقرمز بارها خود را موظف میبیند که برای حفاظت از دیگران و ارزشها، هزینههای سنگینی بپردازد.
مبارزه با بیعدالتی: داستان نه تنها به سطح فردی بلکه به ابعاد اجتماعی و سیاسی مبارزه با ظلم و بیعدالتی میپردازد.
این تمها، با هم ترکیب شده و تجربهای عمیق از فیلم برای مخاطب فراهم میآورند، تجربهای که بیش از سرگرمی، تفکر و احساس را برمیانگیزد.
از نقاط قوت فیلم، سبک بصری و فیلمبرداری آن است. استفاده از رنگها، نورپردازی و زاویههای دوربین، وضعیت روانی و روحی شخصیتها را بازتاب میدهد. نماهای طولانی و کادرهای باز، احساس تنهایی یا فشار محیطی را به مخاطب منتقل میکنند. همچنین، ترکیب نماهای داخلی و خارجی، زندگی شخصیتها را در زمینهای واقعی و ملموس به تصویر میکشد.
موسیقی فیلم نیز نقش مهمی در تقویت احساسات و تاکید بر تمها دارد. استفاده از تمهای موسیقایی متناسب با هر صحنه، مخاطب را در جریان درگیریها و احساسات شخصیتها قرار میدهد و ریتم روایت را تقویت میکند.
فیلم «ریشقرمز» از منظر نقد سینمایی قابل تحسین است. شخصیتپردازی دقیق، عمق روانشناختی و پیچیدگی اخلاقی، آن را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند. در عین حال، فیلم نقدهای خاص خود را نیز دریافت کرده است: برخی منتقدان معتقدند ریتم داستان در برخی بخشها کند است و تمرکز بر جزئیات روانشناختی باعث شده سرعت روایت کاهش یابد. با این حال، این ویژگیها برای مخاطبی که به داستانهای چندلایه و شخصیتمحور علاقه دارد، ارزشمند و جذاب است.
مقایسه فیلم با آثار مشابه در ژانر خود، نشان میدهد «ریشقرمز» بیش از آن که صرفاً یک فیلم تاریخی یا سیاسی باشد، یک درام انسانی است که به بررسی ماهیت انسان، ارزشها و تصمیمگیری اخلاقی میپردازد. این فیلم نمونهای از سینمایی است که هم سرگرمکننده و هم آموزنده است و مخاطب را به فکر وامیدارد. ریشقرمز در واقع فیلمی اومانیستی-اگزیستانسیالیستی است. یعنی دغدغۀ "انسان" و "احوال وجودی انسان" را دارد. اومانیسم و اگزیستانسیالیسم جزو دغدغههای پایدار کوروساوا در آثارش بود.
برای کوروساوا، فیلم «ریشقرمز» نشاندهندۀ بلوغ هنری و توانایی در تلفیق داستان، شخصیتپردازی و تحلیل اجتماعی است. این اثر، ترکیبی از تجربیات پیشین کارگردان و نگاه تازه او به مسائل اخلاقی و اجتماعی ارائه میدهد. فیلم نه تنها در جشنوارهها و رقابتهای بینالمللی مورد توجه قرار گرفته بلکه جایگاه ویژهای در تحلیل آثار معاصر سینما دارد.
«ریشقرمز» نمونهای برجسته از سینمای شخصیتمحور است که به بررسی هویت، اخلاق، قدرت و عدالتخواهی میپردازد و با ترکیب روایت دقیق، شخصیتپردازی عمیق، فیلمبرداری هنرمندانه و موسیقی تاثیرگذار، تجربهای غنی و اندیشمندانه برای تماشاگر فراهم میآورد. «ریشقرمز» نه تنها یک فیلم سرگرمکننده، بلکه یک اثر قابل تامل است که بیننده را به جهان درونی شخصیتها، تنشهای اخلاقی و اجتماعی و مفهوم هویت انسانی نزدیک میکند.
نکتۀ جالب اینکه، ریشقرمز آخرین فیلم از شانزده فیلمی بود که کوروساوا و توشیرو میفونه در آن با هم همکاری داشتند. تریو نوگامی که برای مدتی طولانی مشاور کوروساوا در فیلمنامهنویسی بودهاست، در خاطرات خود میگوید که هیدئو اوگانی فیلمنامهنویس به کوروساوا گفته بود که تمام نقشپردازی میفونه در ریشقرمز اشتباه بودهاست.
با اینکه نویسندهٔ رمان ریشقرمز از فیلم تمجید کرده بود و فیلم را نمونهای کامل خوانده بود اما ناگومی میگوید که نظر اوگانی باعث شد که کوروساوا برای اولین بار به مهارت و قدرت میفونه شک کند و این اتفاق باعث شد که کوروساوا و میفونه دیگر هیچگاه با هم همکاری نداشته باشند. ریشقرمز همچنین آخرین فیلم سیاهوسفید کوروساوا هم محسوب میشود و البته تنها فیلم کوروساوا است که در آن صحنهای از بدن برهنه وجود دارد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر