فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۸۱۷۰۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۱-۰۵-۱۴۰۴
کد ۱۰۸۱۷۰۴
انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۱-۰۵-۱۴۰۴

نوه مقتول برای قاتل مادربزرگش رضایت گرفت

نوه مقتول برای قاتل مادربزرگش رضایت گرفت
در ادامه کارآگاهان پلیس پی بردند مقتول نوه‌ای به نام امیر دارد و مدتی است که وضع مالی او خوب شده است. با این احتمال که امیر در این ماجرا نقش داشته باشد،  بازداشت شد. پسر جوان گرچه در ابتدا منکر جنایت بود اما درمواجهه با مدارک پلیسی به سرقت مرگبار از خانه مادربزرگش اعتراف کرد

13 بهمن سال 93، زن جوانی در تماس با پلیس از قتل مادرش خبر داد. وی به مأموران گفت: «مادرم به تنهایی زندگی می‌کند و من که در نزدیکی خانه‌اش ساکن بودم، هر روز به او سر می‌زدم. لحظاتی قبل برای دیدن مادرم به خانه‌اش رفتم، اما هر چه زنگ خانه را زدم کسی در را باز نکرد. با کلیدی که به همراه داشتم وارد شدم اما با جسد خونین مادرم مواجه شدم. طلاهای مادرم و سکه‌هایی که در گاوصندوق بود نیز به سرقت رفته است.»

سرنخی از آشنا

به گزارش ایران، به دنبال این تماس، تیم جنایی راهی محل شدند و در تحقیقات اولیه باتوجه به اینکه به هم ریختگی زیادی در خانه دیده نمی‌شد و سارقان در گاوصندوق را به راحتی باز کرده بودند، این احتمال مطرح شد که عاملان جنایت آشنا بوده‌اند.

در ادامه کارآگاهان پلیس پی بردند مقتول نوه‌ای به نام امیر دارد و مدتی است که وضع مالی او خوب شده است. با این احتمال که امیر در این ماجرا نقش داشته باشد، بازداشت شد. پسر جوان گرچه در ابتدا منکر جنایت بود اما درمواجهه با مدارک پلیسی به سرقت مرگبار از خانه مادربزرگش اعتراف کرد.

امیر در تحقیقات گفت: «چند وقتی بود با دختری به نام مینا آشنا شده و می‌خواستم با او ازدواج کنم. اما کسی را نداشتم که به من کمک مالی کند. یک شب در جمع دوستانه‌ای داشتم از مادربزرگم صحبت می‌کردم و اینکه مقدار زیادی طلا دارد که دوستم پیشنهاد داد طلاهای مادربزرگم را سرقت کنیم.» 

او ادامه داد:« شب حادثه به همراه فرشید دوستم که از بچه‌محل‌های سابقم بود راهی خانه مادربزرگم شدیم. از دیوار بالا رفتیم و خودمان را به داخل خانه رساندیم. می‌خواستیم دست و پای مادربزرگم را ببندیم که او تقلا کرد و ماسک فرشید افتاد. مادربزرگم او را شناخت. فرشید هم با چاقویی که کنار اتاق بود، به او ضربه زد. بعد هم طلاها و سکه‌های مادربزرگم را سرقت کرده و متواری شدیم.»

نجات از مرگ

با اعتراف امیر، همدست او نیز بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد. دو متهم پس از تکمیل تحقیقات در دادگاه کیفری پای میز محاکمه رفته و امیر به اتهام معاونت در قتل به حبس و فرشید به خاطر قتل به قصاص محکوم شد.

امیر پس از تحمل حبس از زندان آزاد شد و تلاش برای نجات دوستش از مرگ را آغاز کرد. او مدام به سراغ عموها و عمه‌هایش رفته و از آنها درخواست بخشش می‌کرد تا حدی که حتی یک بار توانست دوستش را از پای چوبه دار برگرداند و مهلت بگیرد اما وقتی پسر جوان برای دومین بار در لیست محکومان به قصاص قرار گرفت، امیر موفق شد با کمک خیرین و والدینش مدرسه‌ای در روستای مادربزرگش بسازد و همین مسأله باعث شد تا اولیای دم از قصاص فرشید گذشت کنند. بدین ترتیب پسر جوان با گذشت 7 سال از جنایت، آزاد شد و زندگی جدیدی را آغاز کرد.

برچسب ها: مقتول ، قاتل ، مادربزرگ
ارسال به دوستان
captcha
فرمول نروژی؛ چگونه کشوری با ۵٫۵ میلیون نفر جمعیت این‌قدر قهرمان ورزشی می‌سازد؟ چگونه ریاضیات به متفقین در پیروزی در جنگ جهانی دوم کمک کرد گفت‌ وگوی تلفنی مرتس و نتانیاهو درباره ایران لاوروف خواستار پایان عادلانه جنگ آمریکا و ایران شد فرماندار کنارک: منطقه نظامی نیروی دریایی در ۲ مرحله هدف حمله دشمن قرار گرفت پاکستان: هند و افغانستان در ناآرامی‌های بلوچستان دست دارند تکلیف نحوه محاسبه حقوق بازنشستگان جدید مشخص شد مهر: انفجار گاز در اهواز ساعت ۱۵ بوده‌است؛ بعد از آن انفجاری رخ نداده افزایش قیمت بنزین در آمریکا پس از گسترش تنش ها در خاورمیانه فرمانده سپاه استان مرکزی: از فردا شب کار ما جدی‌تر است/ دشمن را سر جایش می‌نشانیم استانداری: صدای انفجار شنیده شده در بوشهر متاثر از واکنش پدافند هوایی است ارتباط ریلی مشهد - تهران دوباره برقرار شد سی ان ان: ارتش آمریکا در حال حاضر حمله ای در ایران انجام نمی دهد عراقچی به فرمانده ارتش پاکستان: ایران قاطعانه مقابل هرگونه ماجراجویی آمریکا می‌ایستد حرکت مصر به سوی هسته‌ای شدن