فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۷۵۲۴۶
تاریخ انتشار: ۰۷:۵۳ - ۱۸-۰۴-۱۴۰۴
کد ۱۰۷۵۲۴۶
انتشار: ۰۷:۵۳ - ۱۸-۰۴-۱۴۰۴
مبادا سایه ناامنی روی درمان کودکان مبتلا به سرطان بیفتد...

12 روز جنگ در بیمارستان کودکان مبتلا به سرطان «محک»، چگونه گذشت

12 روز جنگ در بیمارستان کودکان مبتلا به سرطان «محک»، چگونه گذشت
این روزها زیر سقف این بیمارستان، از کمک بهیاران تا پزشکان با وجود همه دلهره‌ها، لبخند می‌زنند. انگار که این روزها برای آنها نیست. انگار که انفجار هزاران کیلومتر از آنها دور است و صداهایی که می‌شنوند، رعد و برق است.

موج حملات به شمال و شمال شرقی تهران که می‌رسید، بیشتر آشفته می‌شدیم. خانه پدری، کافه مورد علاقه، خیابان اصلی شهر و... برای همه مهم بود اما شمال شرقی این شهر، یک بیمارستان دارد که مأمن ده‌ها مادر و کودک مبتلا به سرطان از شهرهای مختلف ایران است. اخبار اگر از انفجار در حوالی این بیمارستان را گزارش می‌کرد، با همکاران حاضر در بیمارستان تماس می‌گرفتیم: «صدای انفجار چقدر بلند بود؟ بچه‌ها ترسیدند؟ مادرها چطور؟»

به گزارش عصر ایران به نقل از محک؛ این روزها در بیمارستان محک، همه چیز رنگ و بوی دیگری گرفته. به همان اندازه که نگرانی در چشم مادران بیشتر شده، قدرت روانشناسان، مددکاران، پرستاران و پزشکان محک هم بیشتر شده‌است.

درِ اتاق بازی هر بخش آنکولوژی بیشتر از همیشه به روی کودکان باز است. کودکانی که نمی‌توانند وارد اتاق بازی شوند، سفارش می‌دهند: «خاله برای من لگو میاری تو اتاقم؟»

کودک مبتلا به سرطان در «محک»

کوچک‌ترها در جهان خودشان هستند و انگار آب از آب تکان نخورده. نوجوانان اما چشم از آسمان پشت پنجره بر نمی‌دارند. بعضی از آنها بهانه‌گیر و عصبی شده‌اند. یکی از مادرها می‌گوید: «نصف شب با صدای پدافندها بیدار میشه و گریه می‌کنه. نمی‌تونم آرومش کنم.»

مدیریت بیمارستان با تصمیم فوری، حضور 24 ساعته روانشناسان را برای حمایت روانی از کودکان و خانواده‌ها فراهم کرده است. روانشناسان با تجربه در مدیریت بحران، آرامش را به بخش‌ها بازمی‌گردانند.

پزشکان نیز با دعوت از همکاران متخصص در کار با کودکان، تلاش می‌کنند اضطراب بیماران کوچک را کاهش دهند. سرپرست بخش پیوند را در راهروی بیمارستان دیدیم که گفت: «اگر ممکن است به محیا، امیرعلی و یاسمین سر بزنید. سرشان که گرم شود اضطرابشان کم می‌شود.»

روح و روان کودکان برای همه مهم است. تلاش می‌کنیم تا مادران آرام باشند و آرامششان را به فرزندانشان منتقل کنند.

 در یکی از گفتگوها مادری گفت: «این اولین بحرانی نیست که ما داریم تجربه می‌کنیم» درد و بیماری فرزندانشان بحران بزرگ دیگری بود که حالا وظیفه ما را از قبل سنگین‌تر کرده است.

کادر بیمارستان نگرانی از خانه و خانواده‌هایشان را پشت در بیمارستان می‌گذارند. نگرانی برای سرزمینشان، برای خاکشان را در دل نگه می‌دارند.

این روزها زیر سقف این بیمارستان، از کمک بهیاران تا پزشکان با وجود همه دلهره‌ها، لبخند می‌زنند. انگار که این روزها برای آنها نیست. انگار که انفجار هزاران کیلومتر از آنها دور است و صداهایی که می‌شنوند، رعد و برق است.

اضطراب‌ها اسباب بازی و قصه می‌شود که از روانشناسان و مددکاران به سمت کودکان می‌رود. مبادا که سایه ناامنی روی درمان کودکان مبتلا به سرطان بیفتد. درمان سرطان درگیری و ناامنی نمی‌شناسد. 

آن‌گونه که نیکوکاران 34 سال در کنار کودکان مبتلا به سرطان محک ایستاده‌اند، امید داریم که با قدرت در کنارشان برای حفظ کودکی و سلامتی 13 هزار کودک ادامه دهیم و با حضور ایشان به فرداهای روشن باور داریم.

ارسال به دوستان
captcha
آقای احمد خاتمی! باشد صلح نه، اصلا همین «مهادنه» که شما می‌گویید به معنی آتش‌بس و مصالحه... یک سکه تا هک هواپیما؛ حفره امنیتی خطرناک در بوئینگ ۷۳۷ کشف شد عکس یادگاری ناصرالدین شاه با شمس‌الدوله و عالیه خانم در حرمسرا آیا استفاده از بنزین با اکتان بالاتر در هر شرایطی انتخاب درستی است؟ ۱۰ نشانه که ممکن است سیستم ایمنی بدن به خودِ بدن حمله کند کشورهایی که بیشترین سرانه ذخایر آب شیرین در دسترس را در سال ۲۰۲۶ دارند (+ اینفوگرافیک) مریم معصومی : سوال خصوصی مهران مدیری ۳۰ روز به گریه ام انداخت ادامه تظاهرات اسرائیلی ها علیه نتانیاهو سقاب اصفهانی: بنزین در ایران به نوعی لنگر اسمی تورم تبدیل شده محسن امیریوسفی: فیلم‌های زیرزمینی قسمتی مهم از سینمای امروز ایران است [آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد] بازاندیشی در یک سخن رکورد تاریخی طلا تکرار می‌شود؟ نشانه‌های تازه از ادامه رشد قیمت رامین رضاییان تا پرسپولیس فقط یک قدم فاصله داشت؛ چرا توافق نشد؟ ادارات خوزستان دوشنبه دورکار شدند؛ گرمای هوا دلیل تغییر فعالیت‌ها سهمیه بنزین به خانوار می‌رسد؛ حتی بدون خودرو ماهانه ۳۰ لیتر