فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۶۸۰۷۱
تاریخ انتشار: ۱۸:۳۶ - ۰۵-۰۴-۱۴۰۴
کد ۱۰۶۸۰۷۱
انتشار: ۱۸:۳۶ - ۰۵-۰۴-۱۴۰۴

توصیف بی نظیر بوتو از مردی که دستور اعدام پدرش را داد

توصیف بی نظیر بوتو از مردی که دستور اعدام پدرش را داد
او بیشتر شبیه به شخصیت‌های منفی کارتونی بود تا یک رهبر نظامی. هم چنین او بسیار متملق به نظر می آمد چون بارها به من گفت  بسیار افتخار می‌کند که با دختر مرد بزرگی چون ذوالفقار علی بوتو ملاقات کرده است.

در اینجا بخشی از فصل چهارم کتاب « بی نظیر بوتو دختر شرق» را که خاطرات خود نوشته نخست وزیر اسبق پاکستان است، آورده ایم. او در این بخش از اولین برخوردش با ژنرال ضیاء الحق رییس آن موقع ستاد مشترک ارتش پاکستان نوشته است‌. در زمان آن دیدار پدر بی نظیر بوتو ، یعنی ذوالفقار علی بوتو نخست وزیر پاکستان بود که شش ماه بعد از این دیدار در کودتایی توسط همین ژنرال ضیاء الحق دولتش سرنگون می شود و یک سال و نیم بعد هم به دستور ژنرال، ذوالفقار علی بوتو را اعدام می کنند.

توصیف بی نظیر بوتو از مردی که دستور اعدام پدرش را داد

این کتاب را علیرضا عیاری ترجمه و انتشارات اطلاعات درسال ۱۳۸۶ برای اولین بار چاپ کرده است.

دیدار با ژنرال بالغلابا ژنرال 

ژانویه ۱۹۷۷ است و بی نظیر بوتو که در دانشگاه آکسفورد مشغول تحصیل و کار است  برای حضور در مراسم یکی از اعیاد مذهبی از انگلستان به پاکستان مراجعت می کند و به توصیف خودش حتی یک لکه ابر هم در افق زندگیش نبود.

در این سفر او برای اولین بار با مردی رو به رو میشود که دستور اعدام پدرش را داد.

بی نظیر بوتو این گونه در مورد ژنرال ضیا الحق رییس ستاد مشترک ارتش پاکستان می نویسد:

«ژنرال ضیاءالحق  بسیار مورد توجه پدرم بود و نظامیان هم بسیار او را دوست داشتند. او انتخاب پدرم برای ریاست ستاد مشترک ارتش بود چون به اعتقاد پدرم دولت غیر نظامی نباید عقیده خود را به ارتش تحمیل کند. بنابراین او بدین ترتیب محبوب ترین ژنرال ارتش در میان نظامیان را برای فرماندهی ارتش پاکستان در نظر گرفت.

اما وقتی من در ۵ ژانویه ۱۹۷۷ برای اولین بار با ژنرال ضیاء الحق رو به رو شدم کاملا بهت زده شدم. برخلاف تصوراتی که از بچگی از یک سرباز به عنوان آدمی قدبلند و تنومند به شجاعت جیمز باند داشتم، ژنرالی که رو به رویم ایستاده بود مردی کوتاه قد، ترسو و به نظرم بی عرضه ای بود که موهای روغنی اش از فرق بازشده و با استفاده از اسپری مخصوص به سرش چسبیده بود.

ضیاء الحق
او بیشتر شبیه به شخصیت‌های منفی کارتونی بود تا یک رهبر نظامی. هم چنین او بسیار متملق به نظر می آمد چون بارها به من گفت  بسیار افتخار می‌کند که با دختر مرد بزرگی چون ذوالفقار علی بوتو ملاقات کرده است.»

برچسب ها: پاکستان‌ ، اعدام‌ ، کودتا
ارسال به دوستان
captcha
امروز با سعدی: کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم‌ست چرا افلاطون نفس انسان را به سه بخش تقسیم کرد؟ معاون رئیس‌جمهور: تولید خودرو‌های پرمصرف و بی‌کیفیت از دلایل کمبود بنزین است /۳ سناریوی دولت برای بنزین چیست؟ جنگنده انتحاری آمریکا؛ پرنده ای که برای کوبیدن به بمب افکن ها ساخته شد! (+تصاویر) رازهای واقعی Herkimer Battle Jitney/ غول زرهی سینما از کجا آمد؟ (+عکس) چرا صندلی کابین F-16 بر خلاف جنگنده‌های دیگر خمیده است؟ علی باقری: نپذیرفتن پایان تجمعات شبانه پس از اعلام نظر حاکمیت شک‌برانگیز است سروش محلاتی: «یا لثارات الحسین» سخن ائمه نیست / با خونخواهی چرخه خشونت ادامه می‌یابد شرط‌بندی سنگین عربستان روی جاه‌طلبی‌های فضایی ایلان ماسک بعد از بیدار شدن صورتتان ورم دارد؟ این چند دلیل را بشناسید «کلود» بهتر است یا «چت‌جی‌پی‌تی»؟ حسین شریعتمداری خواستار اجرای قانون حجاب شد تعطیلات در قمر زحل؛ آیا می‌توان در دریاچه‌های تیتان موج‌سواری کرد؟ تفاوت روغن آب‌بندی و روغن موتور؛ چرا موتور نو به روغن مخصوص نیاز دارد؟ واکنش طنزآمیز بقائی به اظهارات روبیو