تجربه غم، اضطراب و تردید پس از دستاوردهای مثبت یک واکنش طبیعی نسبت به دگرگونیهای ساختاری زندگی است و حتی میتواند با نوعی سوگواری ناخودآگاه همراه باشد.
تنها بودن همیشه به معنای تنهایی نیست؛ گاهی درست در لحظاتی که هیچکس کنارمان نیست، فرصتی پیدا میکنیم تا خود واقعیمان را بهتر بشناسیم. روانشناسان و پژوهشگران بر اهمیت داشتن زمان شخصی تأکید دارند؛ اما چطور میتوانیم بدون احساس پوچی و بیقراری، از تنها بودن لذت ببریم؟
اعتمادبهنفس به معنای این نیست که فرد همیشه خودش را بهترین بداند یا هرگز نترسد. اعتمادبهنفس یعنی فرد تواناییهای خود را واقعبینانه ببیند و با وجود ترس، تردید یا احتمال اشتباه، برای انجام کارهای مهم اقدام کند.
اضطراب در میان نوجوانان بیش از گذشته به یک نگرانی جهانی تبدیل شده است؛ اما شناخت عوامل مؤثر و مداخله بهموقع میتواند از پیامدهای بلندمدت آن بر سلامت روان جلوگیری کند.
دلگیری عصر جمعه را خیلیها میشناسند. آن حس نامعلومی که از نیمههای بعدازظهر شروع میشود و کمکم سنگینتر میشود، انگار چیزی از دست رفته و چیزی ناخوشایند نزدیک است.
مرزبندی سالم به معنای ساختن دیوار میان خود و دیگران نیست؛ بلکه راهی برای محافظت از زمان، انرژی، حریم شخصی و سلامت روان، در کنار حفظ روابط محترمانه و صمیمی است.
حقیقت این است که مدارا کردن، مهارتی است که فرزندان ما با آن متولد نمیشوند و استعداد ذاتی برای آن نیز ندارند. رفتار طبیعیشان به سمت حس مالکیت و تمایل به موافقت همه با گرایش آنها دارد.
«نظریه نخ نامرئی» با این ایده که برخی آدمها فارغ از فاصله و زمان سرانجام به یکدیگر میرسند، مدتهاست یکی از محبوبترین نظریههای فراگیر شبکههای اجتماعی شده است!
والدین هر روز با رفتارهایی از فرزندانشان مواجه میشوند که ممکن است آنها را نگران یا حتی مضطرب کند، اما همه رفتارهای غیرمعمول نشانه یک مشکل جدی نیستند؛ در مقابل، برخی مسائل مانند روابط دوستانه، احساسات و انتخابهای آموزشی کودک اهمیت بیشتری دارند.